تبلیغات
.: www.dezfulpic.com - شهرخُمون دزفیل(شهرما دزفول) :.
.: www.dezfulpic.com - شهرخُمون دزفیل(شهرما دزفول) :.
اینجا دزفول است...

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 18 فروردین 1390

سایت شهر خمون دزفیل انتقال یافت

جهت مشاهده سایت اصلی و بروز شده

بر روی لینك زیر كلیك كنید...


  www.dezfulpic.ir


پایگاه خبری دزفیل

www.dezfil.ir




طبقه بندی: معرفی شهر دزفول، 
ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 21 آبان 1390
جهت مشاهده صفحه پخش زنده رادیو دزفول بر روی تصویر زیر کلیک کنید



ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 4 خرداد 1390

4 خرداد روز دزفولپاسداشت 4 خرداد روز مقاومت و پایداری و روز دزفول در آستانه متبرکه سبزقبا برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری شهر خمون دزفیل (شهر ما دزفول)؛ در این مراسم که با حضور مردم شهید پرور دزفول ، مسئولین، خانواده های معظم شهدا و میهمان ویژه برنامه امیر دریابان شمخانی برگزار شد، در ابتدای برنامه احسانی نیا سرپرست فرمانداری دزفول ضمن خیر مقدم به میهمانان و مردم افزود: مردم دزفول در طول جنگ تحمیلی رشادت های فراوانی انجام دادند و 4 خرداد یک روز ملی برای تمامی ملت ایران می باشد.

براساس این گزارش در ادامه امام جمعه محترم دزفول سخنانی پیرامون دزفول در جنگ تحمیلی ایراد کردند و گفتند: باید تلاش کرد این روز بهتر و باشکوه تر برگزار شود.

در ادامه نماینده مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی، ضمن خیر مقدم به دریابان شمخانی و مردم دزفول مسائلی پیرامون این روز بزرگ و گرامیداشت آن بیان کرده و افزودند: مردم دزفول پیشرو در انقلاب بودند و ما به نیروهایی که از دزفول  به جبهه اعزام می شدند فنون چریکی و رزمی بصورت فشرده آموزش می دادیم و همان افراد در جبهه ها با آن آموزش کم بسیار موفق بودند.
آوایی در رابطه با 4 خرداد روز دزفول گفت: نباید بصورت گذرا از این روز گذشت و فقط به یک مراسم اکتفا کرد.

در این آیین سردار احمد سوداگر رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس ، با سه فریاد "یا حسین(ع)" سخنرانی خود را آغار کرد و گفت: دزفول تنها شهری بود که یک لشکر داشت( لشکر 7 ولیعصر (عج) ) و تنها شهری بود که مردم در شهر و فرزندانش در جبهه شهید می شدند ولی با این وجود دست از مقاومت برنداشتند و مقاوم ایستادند.
سوداگر در ادامه سخنان خود افزود: اگر 4 خرداد "روز دزفول" را گرامی نداریم شهدای ما در تاریخ دفن می شوند و باید جوابگوی همه آن ها باشیم.

در ادامه این پاسداشت متن لوح زرین دزفول قهرمان توسط آقای گلستانباغ نائب رئیس شورای اسلامی شهر دزفول قرائت شد و همچنین مجری برنامه متن پیام "سردار سرلشکر غلامعلی رشید" را برای حضار قرائت کرد.

در پایان مراسم امیر دریابان شمخانی ضمن تقدیر و تشکر از مسئولین بدلیل برگزاری این مراسم اعلام کرد: 4 خرداد متعلق به تمامی خوزستانی ها و روز مقاومت و پایداری خوزستان و دزفول عزیز است و این شهر مقدس با اینکه بارها با موشک باران مواجه شد اما از موفق ترین شهر ها در دفاع مقدس بود.
وی در ادامه افزود: دزفول گهواره تولید رزمندگان بود، دزفولی ها هم مقاومت بودند هم می جنگیدند و هم بازسازی می کردند و پشتیبانی دزفول از رزمندگان زبانزد همه رزمندگان بود ، روز 4 خرداد باید روز همبستگی و قطب نمایی برای بدست آوردن سنگرهایی باشد که از دست داده ایم و باید این روز وسیع تر و منسجم تر برگزار گردد.

دریابان شمخانی در پایان سخنان خود اظهار داشت: خدایا ما را دزفولی بگردان و دزفولی شهید بمیران.




طبقه بندی: معرفی شهر دزفول، 
ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390
وقتی نام دزفول به گوش خیلی ها می رسد ، اولین چیزی که در ذهنشان تداعی می شود ، موشک و توپ و آوار و خرابی های ناشی از جنگ تحمیلی است.  خیلی ها تنها ذهنیتی که از دزفول دارند همان اصطلاح شهر موشک هاست.  ولی وقتی دزفول را از نزدیک می بینند همه ی محاسباتشان بهم می خورد و متعجب می مانند!…

دزفول امروز؛ شهری است که بعد از جنگ تحمیلی و پشت سرنهادن روزهای سخت و به همت مردم پرتوان و سخت کوش خود و با تکیه بر نیروی صبر و استقامت و توکل ، یکی از کلان شهرهای پیشرفته استان خوزستان گردیده است.

دزفول امروز؛ سرشار از نیروهای فعال و کاردانی است که هرگاه از دزفول بارسفر می بندند و به دیگر استان ها هجرت می کنند، استاندار ، مدیر ، معاون و … در یک کلام متصدی پست ها و جایگاه های مهم و کلیدی می شوند و در سطح کشور حرف ها برای گفتن دارند.

دزفول امروز؛ یکی از قطب های برتر و مهم در عرصه کشاورزی کشور و منطقه خاورمیانه محسوب می گردد و سالانه محصولات کشاورزی دزفول سهم عظیمی از صادرات کشور را به خود اختصاص می دهد، تا آنجایی که کشورهای حاشیه خلیج فارس خوزستان را با دزفول و دزفول را با مرکباتش می شناسند.

دزفول امروز؛ با تلاش مسئولین،مدیران و  همراهی مردم فهیمش از مناطق پیشرفته در زمینه توسعه شهری و نیز مناطق رفاهی تبدیل شده و با این جهش سریع ، دیگر نشانی از دزفول دیروز که زخم خورده هشت سال تجاوز ناجوانمردانه بود به چشم نمی خورد.

دزفول امروز؛ به یکی از معدود شهرهای دانشگاهی و سرچشمه بسیاری از علوم تخصصی تبدیل شده و البته این امر از دوران بسیار دور از زمانی که اولین دانشگاه پزشکی و نجوم جهان یعنی “دانشگاه جندی شاپور” در خاکش متولد شد، دیده می شود و دزفول با داشتن بیش از ۶دانشگاه و دانشکده در منطقه حرف ها برای گفتن دارد.

دزفول امروز؛ میراث دار تاریخ گذشته ایران زمین است که توانست با حفظ این ارث عظیم ، خود را به یک قطب گردشگری و توریستی تبدیل کند و قدمت بسیار خود را به رخ دیگران بکشد. از پل قدیم هزارو هفتصد ساله تا آسیاب های آبی؛از خانه های تاریخی تا بناهای بی نظیر آجری ، همه و همه گوشه هایی از تاریخ کهن این شهر است که می توان با برنامه ریزی و سرمایه گذاری بیشتر به بزرگترین قطب گردشگری کشور تبدیل گردد. البته نباید چهارفصل بودن دزفول و جاذبه های طبیعی آن مانند مناطق سرسبز و کوهستانی سردشت و شهیون،آبشار شوی که بلندترین آبشار خاورمیانه است،رودخانه زلال و دائمی دز و … را فراموش کرد چون این همه جاذبه خود بر اهمیت توجه بیشتر به دزفول می افزاید.

دزفول امروز؛ با پیمودن راه بسیار دشوار و نزدیک شدن به قله صنعتی شدن ، هم اکنون زمینه های بسیار مناسبی برای فعالیت های تجاری و صنعتی در خود ایجاد کرده و با برنامه ریزی در این راه می توان مشکل اشتغال بسیاری از جوانان مملکت را حل نمود.

دزفول شهر پویای استان خوزستان هم اکنون روح جوانی در وجودش دمیده شده و روز به روز درحال ترقی و پیشرفت است و باید به دزفول گفت: آنچه خوبان همه دارند تو یک جا داری…

حمید صادق جولا



طبقه بندی: معرفی شهر دزفول، 
ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت 1390
ملامحمد علی جولا - دزفولشرح منصوب شدن ملامحمدعلی جولای دزفولی به سربازی امام زمان(عج)

دزفول افرادی چون ستارگان تابان داشته ، مردانی عارف و مقدس و زاهد متقّی مانند سید کاشف و مولا علیخان قاری و حاج شیخ سلیمان و سید محمد علی نجفی و   محمد علی جولا و مانند اینان هم تربیت کرده است .

شما اگر در این مطلبی که از نظرتان می‏گذرد دقت و تأملی فرمائید به بلندی و علّو درجه‏ی ملا محمد علی جولای دزفولی پی‏خواهید برد . او داستانی دارد که در بیست و چهار سال قبل ، در دزفول از ثقاب دانشمندان آن شهر شنیده‏ ام و بعد در کتاب « الشمس الطالعه » و کتاب شرح زندگی« شیخ انصاری » دیده‏ ام ، آنها نقل می‏کرده‏ اند : آقای حاج  « محمد حسین تبریزی » که از تجّار محترم تبریز بوده و فرزندی نداشته و آنچه از وسایل مادّی از قبیل دارو و دوا برایش ممکن بوده استفاده کرده و بازهم دارای فرزندی نشده می‏گوید : من به نجف اشرف مشرّف شدم و برای قضاء حاجتم به مسجد سهله رفتم و متوسل به « امام زمان » علیه السلام گردیدم ، شب در عالم مکاشفه دیدم، که آقای بزرگواری به من فرمودند :

برو دزفول نزد « محمدعلی جولاگر » ( بافنده) تا حاجتت برآورده شود . من به دزفول رفتم و از آدرس آن شخص تحقیق کردم ، به من او را نشان دادند وقتی او را دیدم ، از او خوشم آمد زیرا او مرد فقیر روشن ضمیری بود ، مغازه ‏ی کوچکی داشت و مشغول کرباس بافی بود. به او سلام کردم ، او گفت : علیک السّلام آقای حاج محمدحسین حاجتت برآورده شد ، من از آنکه هم اسم مرا می‏دانست و هم گفت : حاجتت برآورده شده تعجب کردم و از او تقاضا نمودم ، که شب را خدمتش بمانم.

گفت : مانعی ندارد .

من وارد دکان کوچک او شدم ، موقع مغرب ، اذان گفت و نماز مغرب و عشا را با هم خواندیم ، مختصری که از شب گذشت ، سفره‏ای را پهن کرد، مقداری نان جو در آن سفره بود و مقداری هم ماست آورد ، با هم شام خوردیم .

من و او همانجا خوابیدیم ، صبح برخاست و نماز صبح را خواندیم و مختصری تعقیب خواند و دوباره مشغول کرباس بافی خود شد .

به او گفتم : من که خدمت شما رسیده ‏ام دو مقصد داشتم یکی را فرمودید که برآورده شد ، دومی این است که شما چه عملی انجام داده‏ اید ، که به این مقام رسیده‏اید؟

« امام (علیه السلام) » مرا به شما حواله می‏دهد !!

از اسم و لقب من اطّلاع دارید !!

گفت : ای‌ آقا ، این چه سؤالی است که می‏کنی؟! حاجتت برآورده شده ، راهت را بگیر و برو.

گفتم : من میهمان شمایم و باید میهمان را اکرام کنی ، من تقاضایم این است که شرح حال خودت را برایم بگویی و بدان تا آن را نگویی نخواهم رفت.

گفت : من در همین محل مشغول همین کسب بودم ، در مقابل این دکان یک نفر از اعضای دولت بود ، او بسیار مرد ستمگری بود .

سربازی از او و خانه اش نگهداری می‌کرد ، یک روز آن سرباز نزد من آمد و گفت : شما برای خودتان از کجا غذا تهیه می‌کنید؟

من به او گفتم : سالی صد من جو و گندم می‌‌خرم ، آرد می‌کنم ، و نان می‌پزم و می‌خورم ، زن و فرزندی هم ندارم .

گفت : من در اینجا مستحفظم و دوست ندارم ، از غذای این ظالم که حرام است بخورم ، اگر برای تو مانعی ندارد صد من جو هم برای من تهیه کن و روزی دو قرص نان برای من درست کن ، متشکر خواهم بود.

من قبول کردم و هر روز دو عدد نان خود را از من می‌گرفت و می‌رفت ، یک روز که نان را تهیه کرده بودم و منتظرش بودم از موعد مقرر گذشت ولی او نیامد . رفتم و از احوالش جویا شدم . گفتند : مریض است ! به عیادتش رفتم، از او خواستم اجازه دهد ، برایش طبیب ببرم . گفت : لازم نیست من باید امشب بمیرم نصفه های شب وقتی من مُردم کسی می‌آید و به تو خبر مرگم را می‌دهد ، تو بیا اینجا و هر چه به تو دستور دادند عمل کن و بقیه آرد هم مال تو باشد ، من خواستم شب در کنارش بمانم ، به من اجازه نداد ، من به دکان آمدم .

نصفه های شب متوجه شدم ، که کسی در دکانم را می‌زند و می‌گوید : محمد علی بیا بیرون ، من بیرون آمدم ، مردی را دیدم که او را نمی‌شناختم ، با هم به مسجد رفتیم دیدم ، آن سرباز از دنیا رفته و جنازه ‌اش آنجا است دو نفر کنار جنازه‌اش ایستاده‌اند.

به من گفتند : بیا کمک کن ، تا جنازه او را به طرف رودخانه ببریم و غسل دهیم . بالاخره او را به کنار رودخانه بردیم و غسل دادیم و کفن کردیم و نماز بر او گذاردیم و آوردیم کنار مسجد دفن کردیم .

سپس من به دکان برگشتم . چند شب بعد ، باز در دکان را زدند ، من از دکان بیرون آمدم دیدم ، یک نفر آمده و می‌گوید : آقا تو را می‌خواهند با من بیا تا به خدمتش برسیم ! من اطاعت کردم و با او رفتم ، به بیابانی رسیدیم که فوق العاده روشن بود مثل شبهای چهاردهم ماه با اینکه آخر ماه بود و من از این جهت تعجب می‌کردم . پس از چند لحظه ، به صحرای لور (که شمال دزفول واقع شده) رسیدیم ، از دور چند نفر را دیدم که دور هم نشسته‌اند و یک نفر هم خدمت آنها ایستاده است ، در میان آنهایی که نشسته بودند یک نفر خیلی با عظمت بود ، من دانستم که او حضرت « صاحب الزمان(عج) » است ترس و هول عجیبی مرا گرفته بود و بدنم می‌لرزید . مردی که به دنبال من آمده بود ، گفت : قدری جلوتر برو ، من جلوتر رفتم و بعد ایستادم . آن کس که خدمت آقایان ایستاده بود ، به من گفت جلوتر بیا نترس من باز مقداری جلوتر رفتم .

حضرت « بقیه الله  (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » به یکی از آن افراد فرمودند : منصب سرباز را به خاطر خدمتی که به شیعه‏ ی ما کرده به او بده .

عرض کردم : من کاسب و بافنده‏ام چگونه می‏توانم سرباز باشم (خیال می‏کردم مرا به جای سرباز مرحوم می‏خواهند نگهبان منزل آن مرد کنند )

آقا با تبسّمی فرمودند : ما می‏خواهیم منصب او را به تو بدهیم ، من هم باز حرف خودم را تکرار کردم .

باز فرمودند : ما می‏خواهیم مقام سرباز مرحوم را به تو بدهیم نه آنکه سرباز باشی برو و تو به جای او خواهی بود.

من تنها برگشتم ، ولی در مراجعت هوا خیلی تاریک بود و بحمدالله از آن شب تا به حال دستورات مولایم حضرت « صاحب الزمان(عج) » به من می‏رسد و با آن حضرت ارتباط دارم که منجمله همین جریان تو بود که به من گفته بودند۱ .

۱ . تشرف ملا محمد علی جولای دزفولی در کتاب های زیر نقل شده است :
کتاب شخصیت شیخ انصاری تألیف آیت الله حاج شیخ مرتضی انصاری نوادة  شیخ اعظم از صفحة ۵۲ الی ۵۵

کتاب ملاقات با امام زمان (عج) تألیف حاج سیّد حسن ابطحی ، صفحه ۲۷۵ تا ۲۸۰

کتاب برکات حضرت ولی عصر (عج)- تألیف آقای سید جواد معلم

کروکی مزار ملا محمدعلی جولا:




طبقه بندی: علما،شعرا و بزرگان دزفول، 
ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 اسفند 1389
به گزارش سایت شهر خمون دزفیل (شهر ما دزفول) : به مناسبت روز شهید ، اولین یادواره شهدای هنرمند شهرستان دزفول با حضور خانواده های معظم شهدا،مردم شهید پرور دزفول  ، مسعود ده نمکی گارگردان سینما و تلویزیون و مسئولین شهری در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار گردید.
پس از شروع مراسم با قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی ایران ، سخاوتی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و مدیر کانون بسیج هنرمندان شهرستان دزفول به ایراد سخنانی پیرامون برگزاری این یادواره و تجلیل از شهدای هنرمند نمود و گفت: ” اکثر این شهدا از همرزمان ما در جبهه بودند ولی ما از قافله شهدا عقب ماندیم و افتخار می کنم زیر پای شهدا را جارو نمایم ”
در ادامه این مراسم معنوی گروه نمایش برتر شهرستان دزفول از مدرسه دکتر عصاریان به اجرای نمایشی زیبا و حماسی پرداخت و بعد سرودی در وصف شهدا با اجرای علیرضا تابنده بصورت زنده در سالن خوانده شد.
بر اساس این گزارس در ادامه حسن فضیلت پناه فرمانده سپاه ناحیه مقاومت دزفول با تشکر از حضور خانواده های شهدا و تکریم از مقام والای شهیدان خاطره ای از دوران دفاع مقدس ذکر کرد و گفت: ” هنر باعث نشد این شهدای هنرمند دست از دفاع بردارند و به جبهه نروند”
در پایان سخنران ویژه این مراسم ،مسعود ده نمکی گارگردان سینما و تلوزیون ( مجموعه اخراجی ها ) بود که پس از سلام و تجلیل از مردم دزفول به تشریح نقش هنرمندان واقعی پرداخت و افزود: هنرمندان واقعی کسانی اند که به عرفان خدایی برسند و از از دنیا دل کنند و همه وجودشان برای خدا باشد.
مسعود ده نمکی
ده نمکی با ذکر این مطلب گفت:بهترین صحنه هنرمندی  در ۱۴۰۰ سال پیش در کربلا اتفاق افتاد که هنرمند اصلی آن امام حسین (ع) بود که هنرمندانه یاران خود را جمع کرد و هنرمندانه شهید شد ، هنرمند دوران ما امام خمینی (ره) بود که خالصانه با هنر خود این همه شهید را به اسلام هدیه داد و هنرمندانه اتفاقات پیرامون دوران خود را اداره کرد.
ده نمکی در پایان سخنانش اعلام کرد: هنرمندان واقعی مردم مقاوم دزفول هستند که با وجود حملات موشکی شهر را خالی نکرده و مقاوم ایستاند.
در پایان از خانواده های معظم شهدای هنرمند شهرستان دزفول با لوح هایی که برگرفته از وصیت نامه شهیدشان بود تقدیر به عمل آمد.

* این مراسم توسط کانون بسیج هنرمندان دزفول و با همکاری ارشاد اسلامی و عاشورائیان اولین و جامعترین پایگاه اطلاعاتی شهدای خوزستان برگزار گردید.




ارسال توسط حمید صادق جولا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 18 دی 1389

با خودم قرار گذاشتم تو این نوشته از تیکه های سیاسی استفاده نکنم و فقط  یکی از فعالان فرهنگی! کشور رو معرفی کنم. و این معرفی هم اصلا ربطی به جدایی یامین پور از برنامه دیروز امروز فردا نداره!چونکه مجری گری گوشه ای از توانایی های ایشونه...

وحید یامین پور متولد 1359 از برو بچه های فعال دزفولیه که فارغ التحصیل رشته حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه امام صادق علیه السلامه...
دکتری شو سال ۸۵ آغاز کرده و درسش تموم شده و مدتیه مشغول تدوین رسالشه و تو دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران حدودا شش هفت ترمه که تدریس می کنه و به گفته خودش : « "اهل" سیاست نیستم!!! ولی به آن مبتلا هستم. معتقدم سیاست "اهل" خودش را دارد و ما اهلیت آنرا نداریم. سیاست عین زندگی امروز ماست. با تخیل و انتزاع هم کنار نمی رود... »
مورد توجه حاج وحید : حالا خودمونیم مبتلا به سیاست شدن چه حالی داره؟؟
امیدوارم خسته کننده نباشه.
بگذریم!...
کار با رادیو و تلویزیون رو از سال ۸۱ آغاز و صدها برنامه زنده ی رادیویی تولید کرد. گویندگی و اجرا رو هم از سال ۸۳ شروع کرد و بعد مدیر گروه اندیشه رادیو جوان شد و... کارشون رو ادامه دادند تا سال ۸۵ که دبیر کمیسیون فرهنگی - اجتماعی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری شدند ( اینجاش صلوات داشت! ) و سال ۸۶ و ۸۷ نیز معاون پژوهشی دانشکده خبر بودن وهمچنین تو همین سال عضو شورای پژوهشی موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی شدن و سال ۸۸ مدیر کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی وزارت کشورشدن  که بخاطرمناظره های تلویزیونی اواخر سال استعفا دادن.

طی صحبتی که با یامین پور داشتیم گفتن که ازجمله برنامه هایی که بدلم نشست برنامه زنده قرار شبانه بود که سه سال هرشب بر روی آنتن رادیو جوان پخش می شد و خیلی برایم لذت بخش بود چون که ارتباط قلبی، صادقانه و خالصانه با قشر کثیری از جوانان کشور برقرار می کردم.

وحید یامین پور در حال حاضرعضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران شرق، مدرس دانشگاه امام صادق علیه السلام، مدرس دانشگاه هنر و مشاور مدیر شبکه سه سیما هست.

حاج وحید که اموراتش بدون فعالیت رسانه ای نمیگذره ، و پس از جدایی از برنامه دیروز امروز فردا و سپردنش به محمد حسین رنجبران ، تصمیم بر این گرفت که با حاج آقا رسایی و دیگر دوستان نشریه 9 دی رو به چاپ برسونن و ایشون هم مدیر صفحات هنر و رسانه این روزنامه شدن.

ماشاالله به این همه فعالیت...

انشاءاله بتونیم این نیروهای فعال رو همیشه داشته باشیم و از این همه انرژی مثبت استفاده کنیم.

التماس دعا
«حمید صادق جولا»





طبقه بندی: علما،شعرا و بزرگان دزفول، 
ارسال توسط حمید صادق جولا
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
كدام نام برای سایت مناسب تر است؟



لگوی سایت

شهر خمون دزفول

پیوند های روزانه
امکانات دیگر

شهر خمون دزفیل

شهر خمون دزفول